تبليغاتX
كارشناسي تكنولوژي اسدآباد

كارشناسي تكنولوژي اسدآباد

علمي -آموزشي -خبري

به اطلاع همکاران محترم می رساند روزهای حضور سرگروه ها در پژوهشگاه معلم (واقع در دانشگاه پیام نور شهرک سید احمد) بشرح زیر می باشد: شنبه ها : سر گروه های علوم پایه متوسطه و ابتدایی یکشنبه ها : سر گروه های علوم انسانی متوسطه دوشنبه ها : سر گروه های فنی وحرفه ای و دوره راهنمایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 8:54  توسط نظري  | 

گروه آموزشی مشاوره رتبه اول استان گروه آموزشی مدیران رتبه دوم استان گروه آموزشی فلسفه و منطق رتبه دوم استان گروه آموزشی دین وزندگی رتبه دوم استان
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 8:45  توسط نظري  | 

چكيده:

مقام معظم رهبري در سفر به استان سمنان از تازه‌ترين وضعيت سازماندهي دشمن براي مقابله همه جانبه اردوگاه غرب عليه جهان اسلام به «ناتوي فرهنگي» تعبير نموده‌اند. اين مقوله عزم و اراده رو به زوال آمريكا و اروپا را براي همدستي و همگرايي در مصاف با مسلمانان و مستضعفين جهان بازتاب مي‌دهد. جمهوري اسلامي بعنوان سلسله جنبان بيداري اسلامي و حركتهاي رهايي بخش در عصر كنوني بيش از ساير كشورهاي اسلامي در معرض اين تقابل قرار دارد. سازمان ناتو با ماهيت دفاعي، امنيتي و اقتصادي توسط آمريكا و اروپاي غربي براي مقابله سازمان يافته با شوروي سابق و اروپاي شرقي پس از جنگ جهاني دوم تأسيس گرديد، مهمترين رويكرد ناتو تمركز همه توانمنديها و ظرفيت‌ها براي سازماندهي جنگ سرد همه جانبه‌اي در ابعاد نظامي، تسليحاتي، جاسوسي و امنيتي براي شكست حريف و يا فروپاشي از درون بود كه بيش از 50 سال به طول انجاميد. افشاگري‌هاي بعدي حاكي از اين است كه غربي‌ها در عين حال، جنگ رواني و هجوم فرهنگي و رسانه‌اي گسترده‌اي را نيز عليه تفكر ماركسيسم در پيش گرفته بودند. بلوك شرق نيز سازمان دفاعي و تهاجمي لازم را در اين كارزار ايجاد كرده بودع لكن اين رويارويي با فروپاشي شوروي پايان پديرفت و غربي‌ها را به رويكرد نظم نوين جهاني و نظام تك قطبي رهنمون گشت. مفهوم ناتوي فرهنگي كه رهبر معظم انقلاب با درايت و هوشمندي آن را تشخيص و با رساترين تعبير آن را عنوان نمودند درواقع از نوعي آرايش و همگرايي اردوگاه غرب و عناصر وابسته به آن براي رويارويي تمام عيار با فرهنگ و تمدن اسلامي و مصالح مسلمين حكايت مي‌كند.

در اين نوشتار سعي شده است هر چند مختصر اين موضوع مورد كالبدشكافي و تبيين قرار گيرد.

مقدمه:

در عصر حاضر كه نظام سرمايه‌داري به سرپرستي آمريكا، با تك قطبي شدن جهان و فروپاشي رژيم شوروي سابق يكه‌تاز عرصة جهاني شده است، به شكل‌هاي مختلف مي‌كوشد تا نظرات سياسي، اجتماعي و اقتصادي خود را به تمام كشورهاي جهان تحميل كند و فرهنگ واحدي متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاکم سازد. از طرف ديگر ملت‌ها نيز در برابر اين زياده‌خواهي آمريكا براي حفظ و پاسداري از فرهنگ ملي و بومي خود مقاومت مي‌كنند. در اين ميان فرهنگ اسلامي توانسته در صد سال اخير در برابر اين هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ كند.

بديهي است طرّاحان نظم نوين جهاني كه با هزاران ترفند توانسته‌اند يك ابرقدرت نظامي، نظير شوروي سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشي كمونيسم در سطح جهاني شوند، مايل نيستند با قدرت جديدي در بابر منافع خود مواجه گردند. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران سبب شده است كه سلطه‌گران بيشتر از آن جهت ترسناك باشند كه قدرت جديدي مقابل منافع نامشروع آنان به نام جهان اسلام باشد ، قدرتي كه از نظر فرهنگي با داشتن ارزش‌هاي قوي، نظير خداپرستي، ظلم ستيزي، نوع دوستي، برادري، مساوات و عدل، مي‌تواند در برابر فرهنگ غربي قد علم كند، لذا چون مي‌دانند كه از مقابلة مستقيم باايدئولوژي اسلامي طرفي نخواهند بست مي‌كوشد با ترفند قديمي به طور غير مستقيم در اركان جوامع اسلامي از جمله جامعة ما رخنه كنند و آن ترفند با شكلي نوچيزي جز ناتو فرهنگي نيست. بدين منظور در اين مقاله سعي شده است به نوعي اين پديده مورد بررسي قرار گيرد و پيشينه و عوامل داخلي و خارجي و نيز برخي از راهكارهاي مبارزه با آن مطرح شود.


بيان مسئله:

ساموئل هانتيگتون، انقلاب شناس بزرگ دنيا گفته است:

«انقلاب اسلامي ايران روند بيداري اسلامي را به شدت تسريع كرد، اين روند در غرب هم در حوزه انديشه و هم در حوزه عمل با واكنش‌هايي رو‌به‌رو شد در حوزه انديشه منجر به ظهور تفكري شد كه از آن به برخورد تمدن‌ها تعبير مي‌شود. شايد اين جمله هانتيگتون همانند جمله اشپينگلر صريح نباشد كه گفت « آينده از آن اسلام است». اگر جمله هانتيگتون در لفافه است اما صراحت سخنان افرادي چون اشپينگلر ايدئولوگ سياسي نتيجه و پايان اين نبرد را روشن ساخته است. اما در حوزه عمل، نظام سرمايه‌داري غربي كه قدرت خود را در خطر مي‌ديد برنامه‌هاي متعددي را براي مقابله و براندازي حكومت اسلامي در ايران عملي كرد، اما شكست پي در پي برنامه‌هاي غرب و قدرت روزافزون انقلاب اسلامي سران ليبرال غرب را كه عمدتاً بانيان ناتوي نظامي بودند بران داشت تا در يك حركت اساسي ايدئولوژي اسلامي و بيداري اسلامي را مورد حمله قرار دهند تا شايد از اين راه بتوانند احتمال از دست دادن آينده را براي خود كم كنند. بدين ترتيب اگر ديروز در قالب دموكراسي ليبرالي برنامه‌اي فرهنگي را ارائه كرده بودند اين بار فقط با ابزار ضد فرهنگي وارد ميدان نبرد شده‌اند. نظام امپرياليستي مي‌داند آنچه امروز در مقابل او به عنوان بيداري اسلامي قد علم كرده به شدت تحت تأثير اسلام ناب محمدي (ص) است فلذا عزم آن دارد تا در جنگ با اين فرهنگ ناب پيروز شود.

به همين دليل است كه استراتژي خود را مدام تغيير مي‌دهند و ناتو را از پيمان نظامي وارد مسايل اجتماعي و سياسي كرده‌اند و درحقيقت ناتوي فرهنگي با اهداف اسلام ستيزي به راه انداخته‌اند هرچند هنوز هم اسلام و فرهنگ اسلام را خوب نمي‌شناسند.

بنابراين مسئله مورد بحث در اين مقاله اهداف و انگيزه‌هاي ناتوي فرهنگي است كه با كنكاش و غور بر زمينه‌هاي شكل‌گيري اين مسئله تاحدودي ابعاد آن بررسي مي‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهميت و ضرورت تحقيق:

گسترش امواج معنوي بيداري اسلامي و جذابيت شعارهاي آزادي خواهانه، عدالت جويي و ضديت با فرهنگ ظالمانه و تبعيض آميز غرب متأثر از انقلاب اسلامي و آرمانهاي امام خميني (ره) تحولات بين‌المللي را به گونه‌اي ديگر رقم زد و بنيان‌هاي سست فرهنگ و تمدن غرب ليبرال و شرق كمونيست را به چالش كشيد و جغرافياي فرهنگي و سياسي جهان را در معرض مهندسي نويني قرار داد. اين وضعيت به گونه‌اي پيش رفت كه ائتلاف كفر و نفاق جهاني را در تقابل با اسلام‌گرايي و معنويت، به گفتمان غالب تبديل ساخت و مقام معظم رهبري از آن به تهاجم، شبيخون و قتل عام فرهنگي ، شارلاتيزم مطبوعاتي، استعمار فرانوين و اخيراً به ناتوي فرهنگي تعبير فرمودند.

گردانندگان اصلي اتاق فكر ناتوي فرهنگي براي مخدوش ساختن چهره نوراني اسلام، بدنام كردن مسلمانان و توقف روند اسلام‌گرايي از هر ابزار و شيوه‌اي بهره مي‌گيرند، چهار خبرگزاري بزرگ و مسلط بين‌المللي شبكه‌هاي خبري چون بي بي سي و سي ان ان تأسيسات ماهواره‌اي، شبكه‌هاي اينترنتي، هزاران پايگاه خبري و تبليغي مطبوعات نوشتاري، رسانه‌هاي ديداري و شنيداري بين‌المللي و منطقه‌اي به تأثيرگذاري بر افكار ملتها خصوصاً نسل جوان و بالتبع تغيير رفتار آنها مشغولند.

لذا: از آنجايي كه ما معلمان بسيجي مسئوليتي مضاعف در قبال حفاظت از انقلاب اسلامي داريم بايد كه با ايستادگي در همه جبهه‌ها خصوصاً مقابله با اين ترفند تازه، آمادة رويارويي با مظاهر زهرآلود فرهنگ بيگانه و حافظ انقلابمان باشيم كه مي‌خواهد به وسعت همه جهان انساني قد بركشد و شيطان را خلع سلاح كرده تا انسانيت بتواند در مزرعه نور الهي و در زمين با عدالت خدا نموو كرده و قد برآورد. ان شاء ا...

روش تحقيق- محدوديتهاي تحقيق:

روش انجام اين تحقيق كيفي و سندي و در قالب مطالعات كتابخانه‌اي صورت گرفته كه در همين راستا ابتدا كتب مربوط به موضوع مطالعه و ضمن فيش‌برداري به تدوين محتواي اصلي مقاله اقدام شد.

محدوديت‌ها:

1- عدم دسترسي به برخي منابع مرجع.

2- عدم دسترسي به تحقيقات انجام شده در ارتباط با عنوان پژوهش جاري به علت تازگي و نو بودن موضوع.

3- گستردگي موضوع و نبودن منابع مناسب.

كمبود زمان نيز از موانع ديگر اين تحقيق به شمار مي‌رود-  اگرچه نگارنده تلاش خود را جهت انجام بهتر و بازدهي بيشتر نموده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واژه‌هاي كليدي:

براي فرهنگ درحدود 250 تعريف ارائه كرده‌اند ازجمله:

فرهنگ: مجموعه پيچيده‌اي كه دربرگيرنده‌ي دانستني‌‌ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي كه به وسيله انسان به عنوان عضو جامعه كسب شده است (روح الاميني، 1372، ص 17 به نقل از ادوارد تايلورا، فرهنگ ابتدايي)

فرهنگ: مجموعه‌اي از آگاهي‌ها (شناخت‌ها) و رفتارهاي فني، اقتصادي، آييني، مذهبي، اجتماعي و غيره است كه جامعه انساني معيني را مشخص مي‌كند. (پانوف: 1368، ص 103)

فرهنگ مادي: عبارت است از تمامي آنچه كه عيني و ملموس است، مانند آثار هنري، دستاوردهاي صنعتي، بناهاي تاريخي، خط و موسيقي و...

فرهنگ معنوي: عقايد و رسوم، علوم و معارف، ارزش‌ها و انديشه‌ها، اخلاقيات، دانستني‌ها و ... (روسك 3، 1369 ص 10 و روح‌الامين ص 24).

فرهنگ مادي معمولاً تحت تأثير فرهنگ معنوي رشد مي‌كند زيرا نوع نگرش به هستي و جهان و ارزش‌هاي حاكم بر جوامع در ساخت ابزار جديد براي امور زندگي و رفاه اجتماعي به انسان جهت مي‌دهد، براي مثال، طرز نگرش، نوع ارتباطات و معاشرت انسان‌ها آنان را به ساختاري خاص در معماري سوق مي‌دهد و يا نوع نگرش زنان به حقوقشان آنان را در انتخاب نوع لباس يا رفتار رهنمون مي‌سازد (قيصي زاده، 1363) از طرف ديگر فرهنگ مادي نيز در فرهنگ معنوي تأثير مي‌گذارد.

براي مثال، وارد شدن و جاي گرفتن يك تكنولوژي جديد كه در شماره فرهنگ مادي است بالطبع ارزش‌هاي جديدي را با خود خواهد آورد و ارزش‌هايي را نيز متزلزل خواهد ساخت. (روح الاميني، ص 110)

فرهنگ: كليه دستاوردهاي مادي و معنوي هر جامعه، اعم از دانش، هنر، اخلاقيات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و ديگر قابليت‌هاي اكتسابي، كه از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يابد.

مجموعه باورها، بينش‌ها، ارزش‌ها، آداب و سنن، اخلاق و انديشه‌هاي پذيرفته شده و حاكم بر يك جامعه .

سازمان ناتو: اين سازمان با ماهيت دفاعي، امنيتي و اقتصادي توسط آمريكا و اروپاي غربي براي مقابلة سازمان يافته با شوروي سابق و اروپاي شرقي پس از جنگ جهاني دوم تأسيس گرديد. مهمترين رويكرد ناتو تمركز همه توانمنديها و ظرفيت‌ها براي سازماندهي جنگ سرد همه جانبه‌اي در ابعاد نظامي، تسليحاتي، جاسوسي و امنيتي براي شكست حريف و يا فروپاشي از درون بود كه بيش از 50 سال به طول انجاميد، افشاگري‌هاي بعدي حاكي از اين است كه غربي‌ها در عين حال جنگ رواني و هجوم فرهنگي و رسانه‌اي گسترده‌اي را نيز عليه تفكر ماركسيسم در پيش گرفته بودند. بلوك شرق نيز سازمان دفاعي و تهاجمي لازم را در اين كارزار ايجاد كرده بود لكن اين رويارويي با فروپاشي شوروي پايان پذيرفت و غربي‌ها را به رويكرد نظم نوين جهاني و نظام تك قطبي رهنمون گشت.

تهاجم فرهنگي: هجومي است از سوي يك نظام فرهنگي خاصي به نظام فرهنگي ديگر كه از طريق شيوه‌ها و ابزارهاي خاص فرهنگي و بصورتي يكجانبه و ناگهاني صورت مي‌گيرد و هدف اساسي آن جايگزيني ارزش‌ها، روش زندگي، اخلاقيات و نظام مكتبي فرهنگ مورد مهاجم مي‌باشد.

تهاجم فرهنگي: حميد مولانا است در روابط بين‌المللي دانشگاه واشنگتن دي سي: «درتحولات عصر كنوني، تهاجم فرهنگي بطور عمومي به جرياناتي اطلاق مي‌شود كه در آن فرهنگ بومي و اصلي يك جامعه و يا يك كشور چه از طريق دخلي و چه از طريق خارجي مورد حمله و تسلط نظام فرهنگي ديگري قرار گيرد».

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پيشينه و زمينه ناتوي فرهنگي:

بعد از جنگ جهاني دوم تقريباً ناتو با كاركرد نظامي شكل گرفت و هدف آنها هم مقابله با شوروي سابق بود، به عنوان يك ابرقدرت اتمي و قطبي از دو قطب آن روز، از اين رو دنياي غرب احساس خطر مي‌كرد و در قالب يك پيمان و ائتلاف در جهت مقابله با شوروي اين پيمان منعقد شد و ناتو با كاركرد نظامي به وجود آمد، در طول نزديك به نيم قرن يعني تا سال 1991 كه شوروي فروريخت و از اين مقطع تحت عنوان جنگ سرد ياد مي‌كنند، عملكرد ناتو منحصر به كاركرد نظامي نبود هم كاركرد تسليحاتي داشت هم كاركرد سياسي، هم كاركرد اطلاعاتي و هم كاركرد فرهنگي، ناتو در هر يك از اين عرصه‌ها سرمايه‌گذاري عظيمي كرده بود. بعد از فروپاشي شوروي تقريباً دنيا به سمت تك محوري پيش رفت از آنجا به بعد آمريكائيها احساس كردند كه رقيب ممتازي ندارند و نگرش جهان شمولي در ذهن آنها غلبه پيدا كرد. آنها اسلام را خطر جدي احساس نمي‌كردند و فقط اجمالاً آن روز تصور مي‌كردند كه اسلام مي‌تواند به عنوان يك خطر بالقوه براي آنها باشد.

براي بسترسازي اين جهان شمولي دو سه عاملي را به كار گرفتند.

 1- طرح تئوري پايان تاريخ «فوكوياما» بود كه در اين طرح ليبرال دموكراسي به عنوان مدينه، فاضله و حكومت برتر معرفي مي‌شود و به دنيا فهمانده مي‌شود كه حكومت ايده‌آل هماني است كه در آمريكا مشاهده مي‌شود.

2- دهكده جهاني «مك لوهان»: او مي‌گويد كه دنيا به شكل دهكده‌اي درمي‌آيد و كدخداي اين دهكده كسي است كه برتري اطلاعاتي تسليحاتي و اقتصادي داشته باشد و مصداقش آمريكا است.

3- تئوري «هانتينگتون» نظرية «جنگ تمدها» كه برترين تمدن را مطرح مي‌كند. او مي‌گويد تنها تمدني كه توان مقابله با تمدن برتر غرب را دارد تمدن اسلامي است و تقريباً تقابل دنياي غرب و جهان اسلام آرام آرام شكل مي‌گيرد.

اما آنچه به ذهن مي‌رسد سطحي نگري است كه نسبت به اسلام روا داشته شده است. يكي از دانشمندان مي‌گويد كه تئوري پايان تاريخ بر مبناي تجربيات دوران جنگ سرد ارائه شد. غافل از آنكه ايدئولوژي اسلامي بسيار قوي‌تر و با برنامه‌تر از ايدئولوژي كمونيستي است. اسلام از تمدني برخوردار است كه آمادگي به چالش كشيدن دارد. در برابر ديني كه براي همه اشكال زندگي بشر از لحظه تولد تا پس از مرگ برنامه دارد چه تدبيري مي‌توان انديشيد؟

بررسي كتاب «جنگ سرد فرهنگي»  خانم فرانسيس استيونرساندرس

اين خانم از متخصصان جنگ جهاني دوم است كه در اين كتاب به نقش سازمان سيا در استفاده از روشهاي نرم فرهنگي در ابعاد مختلف آن پرداخته است، بسياري از صاحب‌نظران اين اثر را از حيرت‌آورترين و افشاگرانه‌ترين كتابهايي مي‌دانستند كه در مورد عملكرد سازمان سيا به رشته تحرير درآمده است.

فصل بيستم كتاب تحت عنوان «ناتوي فرهنگي» است. خانم ساندرس درواقع ناتوي فرهنگي را استراتژي فرهنگي سازمان ناتو ذكر مي‌نمايد. از نظر خانم ساندرز، «سازمان سيا در مقام وزارت فرهنگ بلوك غرب عمل مي‌كرد و يكي از مهمترين اقدامات آن تأسيس كنگره آزادي فرهنگي» بود كه در ژوئن 1950 با حضور بيش از 100 نويسنده از سراسر جهان در برلين گشايش يافت. كوستلر در نطق افتتاحيه اين كنگره صريحاً اعلام كرد: دوستان آزادي تهاجم خود را آغاز كرده است.

از مهمترين اقدامات كنگره، آزادي فرهنگي، ايجاد نشريات روشنفكري در پاريس، برلين و لندن با صرف پول‌هاي كلان بود. تقويت چپ‌گرايان كمونيست و ماركسيست‌هاي مخالف شوروي، مقابله با روحيات ضد آمريكايي در ميان روشنفكران اروپاي غربي با ارائه تصويري زيبا از ايالات متحده جزو اهداف ان بود. بسياري از دانشگاههاي معتبر كشورهاي غربي زير سيطره سازمان سيا در همين راستا قدم برمي‌داشتند.

از موارد ديگر درخصوص پيشينه ناتوي فرهنگي سخنان خانم آنگلامركل صدراعظم آلمان است كه در اوايل سال 85 باز تعريفي از ناتو ارائه داد، و بر بعد فرهنگي آن تأكيد كرد. درواقع خانم مركل صحبت از تأسيس ناتوي فرهنگي نمي‌كند بلكه وي با تأكيد بر كاركرد فرهنگي ناتو نقدي رااز جانب جامعه اروپا به رقتارهاي بسيار خشن آمريكا وارد مي‌سازد. بنابراين اروپا تأكيد دارد در قالب ارزش‌هاي فرهنگي غرب مي‌بايست عمل كرد. اتفاقاً ناتو پيماني بود كه در چارچوب نزاع‌ها و تعارفات ايدئولوژيك شرق و غرب شكل گرفت و امروزه در برخورد با جهان اسلام در هدف غرب چيزي تغيير نمي‌كند بلكه از نظر اروپائي‌ها با پنبه و روش نرم هم مي‌شود كشتار كرد درحاليكه در اين روش يعني ناتوي فرهنگي آبروريزي از نوع گوانتانامويا ابوغريب نيست و ازسويي حساسيت كشورهاي هدف نيز برانگيخته نمي‌شود.


ماهيت ناتوي فرهنگي:

ارگان نظامي ناتو، با ابزار ناتوي فرهنگي به عنوان يك سرباز نگاه مي‌كند و مديريت ناتوي فرهنگي در سطح كلان به كل ارگان نظامي به عنوان يك لشكر از نيروي نبرد خود مي‌نگرد.

« درحقيقت ميدان نبرد امپرياليسم بر عليه نيروي مقاوم در مقابل سلطه نظام استعمار جهاني، آن چنان گسترده شده كه جنبه نظامي در آن به اين سو و آن سو مي‌غلتد و گه گاه در گوشه و كنار آتش جنگ بپا مي‌كند اما در اين ميدان نبرد سربازان متعدد فرهنگي با پشتوانه اقتصادي در كنار سربازان نظامي به نبرد با انديشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغول‌اند.

بدين ترتيب مي‌توان ماهيت نظام سلطه را در ميدان نبرد براي تضمين «آينده براي خود» متشكل از اجزايي به شرح زير دانست:»[1]

الف- وجه غالب:

كه ماهيتي ضد فرهنگي دارد و اساس آن بر تخريب پايه‌ها و بنيان فرهنگي و ايدئولوژي كشورهاي مقاوم درمقابل نظام سلطه بناشد، اين بخش به كمك ابزار متعددي محقق مي‌شود كه مهم‌ترين انها تخريب روند بيداري جهان اسلام، دامن زدن به اختلاف شيعه و سني، ترويج فساد و ابتذال اخلاقي، تبليغ و ترويج عرفان‌هاي انحرافي و مسلك‌هاي منحط و استعمار و تخريب باورهاي ملي و ديني مي‌باشد.

ب- وجه مقوم:

 كه ماهيتي اقتصادي دارد. نظام امپرياليستي از ديرباز با تأكيد بر جنبه‌هاي اقتصادي سعي در تثبيت سلطه خود داشته. امروزه در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي مسائل اقتصادي همچون تحريم‌ها حكم مقوم و كاتاليزور براي تسهيل هجمه‌هاي فرهنگي و تخريب ايدئولوژي‌ها را دارا مي‌باشد. ايجاد بحران در نفت و طلا، تحريم نفتي، حتي تنبيه شرك‌ت ها و ... از اين ديدگاه اقتصادي نشأت مي‌گيرد.

نظام سلطه به خوبي مي‌داند كه ملتي كه در بحران اقتصادي و فقر مادي دچار است زودتر به مهلكه فقر فرهنگي وارد مي‌شود و تنها در اين شرايط است كه ارزش‌هاي غربي و فرهنگ ليبرالي جواب مي‌دهد و الا جايي كه فرهنگ ناب اسلامي و عدالت نسبي رواج دارد ارزشهاي ليبرالي ضد ارزش محسوب مي‌گردد.

ج- وجه زمينه ساز:

كه ماهيتي نظامي و ميليتاريستي دارد و به عنوان اماده‌سازي بسياري جنبه‌هاي ديگر در ميدان نبرد ناتوي فرهنگي عمل مي‌كند، نظام سلطه جهاني جنگ نظامي به راه مي‌اندازد تا بتواند برنامه اصلي خود كه تخريب فرهنگ به كمك مقوم‌هاي اقتصادي است را عملي كند كه نمونه‌هاي آن در جنگ 33 روزه و نيز عراق و افغانستان د رهمين چند ماه گذشته عملياتي شده است.

د- وجه مكمل:

كه ماهيت جنگ رواني دارد و به عنوان تسريع كننده برنامه‌هاي فرهنگي و اقتصادي و بعضاً نظامي عمل مي‌كند، جنگ رواني غالباً در حوزه موضوعي خاص عملياتي مي‌شود. مثلاً در ماههاي گذشته مقوله انرژي هسته‌اي در ايران و دسترسي بومي به اين فناوري در چارچوب عمليات رواني بازتاب داده شده و ايران به عنوان كشوري كه قصد توليد بمب اتم و نابودي جهان را دارد معرفي شد.

11 سپتامبر درحقيقت بايد آنقدر بزرگ طراحي شود تا در خور اين طرح عظيم كه مي‌خواهد به تمام عالم مسلط شود، باشد. علاوه بر اين نقطه عطف آغازين مي‌بايست به نحوي مجوز حمله به دشمن (بيداري اسلامي) را صادر كند بر اين اساس آنها اعلام مي‌كنند كه «اسلام تنها نظام فرهنگي است كه در مقابله با غرب مرتباً افرادي همچون بن لادن و طالبان را توليد مي‌كند، كساني كه مدرنيته را تهديد مي‌كنند». بدين ترتيب جنگ جديدي در ابعادي خاص از سوي آمريكا و هم‌پيمانان ناتويي او برعليه جهان اسلام آغاز شد كه ابعاد چندگانه آن با ماهيتي فرهنگي و با ابزار متعدد، سعي بر تضمين قدرت آينده براي غرب و امريكا دارد.

در اين قسمت مقاله جهت شناخت بهتر ناتوي فرهنگي به بررسي نظريه نظم نوين جهاني كه توسط جرج بوش پدر، رئيس جمهور وقت آمريكا در 1990 و پس از شكست عراق در جنگ كويت به وسيله آمريكا و متحدانش داده شد مي‌پردازيم.

او در 21 شهريور 69 شمسي استقرار يك نظم را پس از فروپاشي شوروي سابق نويد داد و گفت: «نظم نوين جهاني، منوط و وابسته به رهبري آمريكا، قدرت آمريكا و ارزشهاي آمريكا است».

جرج بوش پدر براي نظريه خود در خاورميانه يعني منطقه حساس كه جمهوري اسلامي ايران نيز در آن قرار دارد، چهار هدف را بيان كرد كه عبارت بودند از:

1- حل و فصل مناقشات منطقه‌اي (پس از ورود نظامي به عراق و افغانستان).

2- اعمال كنترل تسليحاتي در منطقه.

3- ترتيبات جديد امنيت منطقه‌اي.

4- ترغيب دموكراسي، عدلت اجتماعي و شكوفايي اقتصاد (ليبراليسم غربي و ترويج اصول آن مثل دموكراسي سكولاريزم).

واقعيات موجود جهاني در حال حاضر نشان مي‌دهد كه تلاش آمريكا براي حفظ جهان تك قدرتي امري بسيار مشكل است زيرا ادامه سياست قدرت انحصاري آمريكا بر جهان از يك سو مي‌تواند خطرناك و كليت تمدن جهان را با مخاطرات جدي روبه‌رو سازد و از سوي ديگر دستيابي مخالفان به سلاح‌هاي مخرب چندان دشوار نيست. لذا آمريكا بايد واقعيت جهان چند قطبي را بپذيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف ناتوي فرهنگي:

هدف را گرانيگاه تئوريها و استراتژيها مي‌دانند، ماهيت اقدامات و رويكردها در هدف مهاجمين تجلي مي‌يابد. ناتوي فرهنگي بسترساز استمرار استعمار و استثمار ملتها توسط غرب است، اينك كه به تعبير مقام معظم رهبري در مرحله استعمار فرانوين به سر مي‌بريم. نمادهاي اين پديده شوم در «انقلاب‌هاي مخملين، تهديد نرم‌افزاري، تهاجم فرهنگي، جابجايي مسالمت‌آميز قدرتها و گسترش شورش‌هاي دانشجويي و خيابانی و كارگري» رخ مي‌نمايد.

اصلي‌ترين هدف و جهت‌گيري ناتوي فرهنگي «حذف و به حاشيه راندن دين و مرجعيت ديني است كه با تكيه بر چند عامل دنبال مي‌شود: »

1- ترويج سكولاريسم و انكار مرجعيت ديني:

آنها براي موفقيت درباره تضاد ساختگي بين دين و توسعه تبليغ مي‌كنند، از ناكارآمدي دين سخن مي‌گويند و با نفس تجانس بين دين، وحي و عقل از مغايرت و تضاد ميان آنها حرف مي‌زنند. مديريت ديني و علمي را در تقابل با يكديگر مي‌دانند. آنها با اين هدف به شدت از اصلاح طلبان حمايت مي‌كنند. در عين اينكه با دين ناب و اسلام ناب مخالفت مي‌كنند با دين متحجرانه و حكومت‌هاي متحجر همكاري مي‌كنند.

2- استحاله فرهنگ ديني و ملي و جايگزيني فرهنگ مبتذل غربي:

در اين مورد چين و ژاپن نمونه‌هاي مناسبي هستند. ظرف اين چند سال فرهنگ ملي چين و ژاپن را عوض كردند. در حال حاضر فرهنگ چين و ژاپن آميزه‌اي از فرهنگ غربي و يومي است كه غلبه هم با فرهنگ غرب است.

3- ترويج خرافات، عرفان و تصوف ساختگي:

در اسلام مسئله عرفان را داريم و خيلي هم تأكيد روي آن است ولي امروز مواجه هستيم با ترويج تصوف تصنعي، عرفان ساختگي، بدلي و تخديري و ترويج اباحي‌گري و لاقيدي. طبق آمار مستدل تا به حال دو هزار عنوان كتاب در زمينه عرفان نوشته و چاپ و منتشر شده اما براي عرفان اسلامي 50 عنوان كتاب هم نيست.

بنابراين هدف ناتوي فرهنگي، نابودي هويت ملي جوامع بشري، تزلزل در ايمان و ارادة انسانها ايجاد ترديد در باورها و معتقدات ديني مردم مهار و سركوب موج رو به گسترش بيداري اسلامي و زمين‌گير ساختن كاروان رشد و ترقي در جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد. طرح‌هاي نافرجام خاورميانه جديد، تشكيل دموكراسي‌هاي الگو در عراق و افغانستان گوشه‌اي ديگر از توطئه‌هاست و كليد واژه اين رويكرد تداوم سلطه بر ملتها و به انحراف كشاندن حركتهاي سازنده و در غفلت و رعب نگاهداشتن ملتها و دولتهاست.

در صورتي كه جوانان و نخبگان و توده‌هاي ميليوني مردم از اين هشدارها غفلت نمايند پيامدهاي ناگواري چون نابودي و ذلت گريبان جوامع اسلامي را خواهد گرفت.

مهمترين ابزار ناتوي فرهنگي چيست؟

امپراتوري رسانه‌اي ابزاري است كه غرب به ويژه آمريكا و اسرائيل از آن بهره فرهنگي مي‌برند. راه‌اندازي بخش فارسي بي بي سي (تلويزيون) به صورت شبانه‌روزي و پرداخت هزينه‌هاي ان توسط آمريكا و انگليس يكي از راهبردهاي اساسي رسانه‌اي ناتوي فرهنگي است. هرچند اقدام شايسته صداو سيما در راه‌اندازي پرس تي وي prerss T-V باعث رساندن صداي حق و اسلام به جهانيان مي‌شود و اين اقدام به مصداق »آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد»، كام تشنگان حق و حقيقت را سيراب خواهد نمود و درحقيقت گامي براي ادامه مبارزه با ناتوي فرهنگي است.

در مقاله‌اي از پايگاه اطلاع رساني رجاء نيوز درج شده بود. (تاريخ 5/8/86) «چندی است كه ديگر احتمال كشف نيروهاي نفوذي مرتزق از دلارهاي آمريكايي در ميان بدنه فرهنگي و سياسي كشور موضوع بعيد و غيرعادي تلقي نمي‌شود. ناتوي فرهنگي با ظرافت و دقت به دنبال به دست آوردن مصادر فرهنگي و رسانه‌اي كشور است». اين ماجرا اتفاقي مضاعف بر عدم تعلق برخي از دست‌اندركاران امر فرهنگ و رسانه به آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي است!

امروزه ديگر همگان به نقش كليدي بنگاه‌هاي خبري، كمپاني‌هاي سينمايي و شبكه‌هاي راديويي به عنوان ابزارهاي حياتي تعيين كننده هرموني سياسي اذعان و باور دارند. به همين منظور است كه هرساله ميليون‌ها دلار د ركنگره آمريكا براي راه‌اندازي و تقويت شبكه‌هاي ضد ايراني هزينه مي‌شود. در چند ماه اخير راديو فردا و راديو صداي آمريكا با افزودن بخش‌هاي خبري و فرهنگي و با فعاليت مضاعف در توليد ساختارهاي جذاب راديويي به دنبال راهيابي بيشتر در دايره رسانه‌های منتخب ايرانيان هستند. از طرفي به زودي شبكه تلويزيوني فارسي زبان بي بي سي با حجم وسيع تبليغاتي كار خود را آغاز مي‌نمايد.

عليهذا صدا و سيما بايد:

الف- مواظب نفوذ فرهنگ غرب با هزينه‌ها و دلارهاي آمريكا باشد.

ب- تلاش خود را به عنوان لشكر فرهنگي مبارزه با ناتوي فرهنگي توسعه و سازماندهي جديد بنمايد.

 

 

مرحله اول ناتوي فرهنگي: تهاجم فرهنگي:

«تهاجم فرهنگي، از لحاظ تئوريك عكس‌العمل استراتژيك نظام‌هاي سلطه در برابر ناپايداري نتايج روش‌هاي نظامي و سياسي و اقتصادي محسوب مي‌شود. قرن‌ها تجربه نظريه‌پردازان نظام استبداد بين‌المللي را به اين نتيجه رسانده است كه حضور علني نظامي، مهره‌چيني در عرصه سياسي كشورهاي ديگر و وابستگي‌هاي اقتصادي اگرچه داراي نتايج و منافع محسوس مي‌باشند اما به عنوان يك مجموعه مكمل، نيازمند زمينه پايداري است كه اطمينان به استمرار اين گونه منافع را ضريب قابل اتكايي ببخشد.»1

تلاش براي يافتن اين زمينه مناسب، نهايتاً به روي آوردن به روش‌هاي به ظاهر فرهنگي و در واقع غير فرهنگي منجر شده است. روش‌هايي كه به دليل سازمان يافتگي پنهان، غير محسوس بودن و استفاده از تاكتيك‌هاي خزنده معمولاً حساسيت ايجاد نمي‌كند و با استحالة دروني، ملت‌ها را عملاً پذيراي معيارها و ملاك‌هاي بيگانه مي‌سازد. اين گونه روش‌ها و شيوه‌ها در فرهنگ ملل مستقل به «تهاجم فرهنگي» مشهور گشته است.

تهاجم فرهنگي غرب به مباني ارزشی ملت مسلمان ايران سناريويي چندوجهي است كه در دو شاخه عمده تهاجم به باورهاي عقيدتي و هجوم به مباني و ارزش‌هاي اخلاقي دنبال مي‌شود. برخي تحليلگران اجتماعي- تاريخي معتقدند هدف استراتژيك اين سناريو نسل دوم انقلاب اسلامي است. نسلي كه به مقتضاي سن خود معضلات اخلاقي- فرهنگي رژيم پهلوي را درك نكرده و براساس ويژگي‌هاي روحي و خصيصه‌هاي دوران نوجواني و جواني، زمينه بالقوه‌اي را براي پذيرش معيارها و هنجارهاي بيگانه داراست.

اين نظريه‌پردازان تأكيد مي‌كنند نسل دوم هر انقلاب در انتقال ارزش‌ها و باورهاي جديد به نسل‌هاي بعد اهميت خاصي دارد و به تعبيري حلقه اصلي استمرار تاريخي هنجارها و معيارهاي نوين در هر جامعه محسوب مي‌شود. به همين دليل غرب با توجه به  ويژگي‌هاي ذهني و عيني اين نسل تلاش مي‌كند باورها و ارزش‌هاي خود را در ميان آنها ترويج كند و تعميق دهد، كه اگر اين هدف اساسي تحقق يابد براساس نظرية ادواري تاريخ، انقلاب اسلامي در نسل سوم خود كاملاً مستحيل خواهد شد.


يافته‌هاي تحقيق:

پس از جنگ جهاني دوم و به وجود آمدن جهان دو قطبي (شرق و غرب) پيمان‌هاي نظامي ناتو و ورشو در سيطره و رقابت تسليحاتي جنگ سرد بود. صيغه نظامي افزايش جنگ افزار تعيين كننده‌ترين ابزار رقابت دو ابرقدرت و كشورهاي وابسته به آن بود. پس از اين نظامي‌گري با ظهور غول‌هاي اقتصادي ژاپن و آلمان در كنار آمريكا اندك اندك تسليحات جاي خود را به اقتصاد داد و رقابت‌ها به رقابت‌هاي اقتصادي تبديل شد.

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و يكه تازي آمريكا براي تك قطبي كردن جهان (1990) پنتاگون بااستيلاي اقتصادي و رقابت‌هاي نظامي به دنبال اثبات نظريه دهكده جهاني بوش پدر بود و براي جهاني شدن يا آمريكايي شدن جهان به زعم خود بر اسب مراد مي‌تاخت. نظريه‌هاي دهكده جهاني- پايان تاريخ و برخورد تمدن‌ها كه توسط استراتژيست‌هاي آمريكا ارايه شدند از آبشخور جهان تك قطبي و پايان جنگ سرد سيراب شده‌اند اما توليد كنندگان عظيم سلاح‌هاي كشتار جمعي با جايگزيني جهان اسلام به عنوان دشمن غرب مجبور به وارد كردن مقوله فرهنگ در رقابت‌هاي جهاني شدند. چيزي كه از آداب، رسوم، اعتقادات و هنجارهاي اجتماعي جوامع سرچشمه مي‌گيرد، آرام آرام و در طول ساليان متمادي شكل پيدا مي‌كند و مانند مسائل اقتصادي و نظامي به سرعت قابل دستيابي نيست ولي در صورت ورود آن به رقابت‌ها پيروزي از آن كسي است كه بر فرهنگ استيلا داشته باشد.

 

 

كشتار فكري و ذهني:

از اين لحاظ كشتار جهاني ارزش و اهميت كمتري نسبت به كشتار فكري و ذهني پيدا مي‌كند. تسخير مغزها، فكرها، عقايد و انديشه‌ها جزء جنگ‌هاي بدون خونريزي است كه پيروزي‌هايش سريع‌تر، تخريب فيزيكي كمتر و پذيرش متخاصم را راحت‌تر مي‌كند. ليكن آثار و عواقب و معضلات اجتماعي سياسي حتي اقتصادي آن در بلند مدت براي كشور مغلوب بسيار سنگين‌تر از جنگ‌هاي صرفاً نظامي خواهد بود.

ناتوي فرهنگي نوعي جنگ پسامدرن است زيرا در فرآيند آن از مرعوب سازي با استفاده از فناوري‌هاي نوين رسانه‌اي مانند رسانه‌هاي تصويري، نوشتاري و صوتي بهره‌گيري مي‌شود تا تصوير قدرتمندي از نيروي مهاجم ايجاد كند و با يك شوك ذلت بار قدرت و فرهنگ خود را غالب كند، براساس آخرين يافته‌ها جنگ رواني به مقدسات، اعتقادات و فرهنگ جوامع حمله و فرهنگ غرب يا اصطلاح American way of life را به عنوان ركن ركين امنيت جهاني غالب مي‌كند. درحقيقت به جاي عمليات نظامي نوعي عمليات رواني و مدرن از طريق رسانه‌ها باعث غلبه بر كشورهاي هدف مي‌گردد.

گسترش موج اسلام به اروپا و آمريكا كه پاپ و ديگر سردمداران را وحشت زده كرده موجب تغيير در استراتژي آمريكايي‌ها شده. آنها احساس مي‌كنند تنها با حركت فرهنگي نمي‌توانند با حركت بالنده اسلام مقابله كنند. بهانه 11 سپتامبر مططرح مي‌شود و متعاقب آن زمينه تهاجم به خاورميانه فراهم مي‌گردد. ابتدا افغانستان و سپس عراق مدنظر قرار مي‌گيرد تا ايران به محاصره درآيد.

همزمان با تهاجم نظامي به افغانستان و عراق چندين حركت فرهنگي نيز آغاز كردند.

1- شعار تقابل غرب و جهان اسلام كه با صحبت بسيار تند جرج بوش شروع شد. بوش جنگ صليبي را مطرح كرد و هر دو بعد جنگ صليبي، بعد فرهنگي و بعد نظامي را فعال كردند. در بعد فرهنگي تهاجم به مباني ديني به ويژه شخصيت پيامبر اسلام (ص) ظرف دو سال اخير اوج گرفت.

2- حمايت از جريان مهاجم به مباني ديني، حمايت از سلمان رشدي، حمايت از تصوير گران رسانه‌اي و دانمارك كه ربطي هم به آمريكائي‌ها نداشت.

3- كشاندن پاي پاپ به اين عرصه و آخرين تيرهاي تركش را هم به اين عرصه رها كردند. پاپ هم اغفال شد و در اين بازي خطرناك وارد شد و موضع گرفت.

4- حمايت از جريان‌هاي متأثر و افراطي ديني همچون القاعده و طالبان كه در گذشته حمايت مي‌كردند و الان هم حمايت مي‌كنند اگرچه مصلحت در اين بود كه در پرتو حركت ميليتاريستي بيايند با طالبان درگير شوند.

5- حمايت از جريانهاي سكولار و اصلاح طلب. در اين رابطه هرچه در توان داشتند درجهت حمايت از اصلاح طلبان به كار گرفتند. جريان‌هايي مانند سيامك پورزند و عباس عبدي. در بخش جاسوسي و هم در بخش استحاله فرهنگي سيامك پوزند مأموريت داشت تا در تشكلها و جريانهاي هنري نفوذ بكند. در مقابل اين دو حركت ميليتاريستي و فرهنگي به مباني ديني دو حركت مشاهده مي‌شود: يكي رويكرد به اسلام، يكي رويكرد به اصولگرايي.

در جهان اسلام ظرف چند سال اخير، رويكرد به اسلام را شاهد بوديم: مانند تركيه، مصر، الجزاير و برخي از كشورها، در تركيه اصولگرايي به معنايي كه ما از آن ياد مي‌كنيم نيست، اما بالاخره مردم جريان‌هاي راست و چپ را كنار زدند و به جرياني روي آوردند كه شعار ديني و اسلامي مي‌دهد و همين نخست وزير فعلي عضو جريانهاي اسلام‌گراست و در كنار اين رويكرد اصولگرايي را در منطقه شاهد بوديم. حضور 70 درصدي مجاهدين در مجلس افغانستان گواه اين مسئله است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه و نتيجه‌گيري:

گذشته از ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي ناتو به نظر مي‌رسد در سال‌هاي آغازين هزارة سوم اين سازمان به بعد فرهنگي نيز توجه داشته و در اين خصوص هم اعضاي آن كه همان دولت‌هاي استعمارگر سابق و مستكبر امروز هستند سرمايه‌گذاري خاصي را انجام داده‌اند. در اين ميان رويكرد اصلي ناتوي فرهنگي كه مقام معظم رهبري به فراست به ان اشاره فرمودند بي درنگ جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي هويت ملي جوامع بشري به ويژه ملت‌هاي آزادي خواه و استقلال طلب جهان است.

اعضاء گروه ناتوي فرهنگي به سركردگي شيطان بزرگ يا بهره‌مندي از شش دهه تجزبه نظامي گري اين بار سياست و استراتژي خود را نه در محاصره نظامي و تسليحاتي بلكه در بمباران رسانه‌اي و تبليغاتي متمركز ساخته‌اند و البته براي رسيدن به اين منظور امكانات لازم را نيز در اختيار دارند. شبكه‌هاي تلويزيوني و راه‌اندازي راديوهاي ماهواره‌اي، سايت‌هاي اينترنتي و شبكه مطبوعات وابسته و زنجيره‌اي جهاني، تانك و توپ‌هاي اين عمليات حملات فرهنگي هستند.

چندين و چند خبرگزاري مسلط بين‌المللي شبكه‌هاي خبري غالب همچون بي بي سي،   سي ان ان و تأسيسات ماهواره‌اي هزاران پايگاه خبري و تبليغات اين قدرت را به آنها داده است تا در وراي قدرت اعجاب‌آور رسانه، انتشار ارزش‌هاي مشترك غربي را در قالب نظريه جهاني سازي در سطح جهان و به ويژه كشورهاي در حال توسعه به نظاره بنشينند.

اينكه در اين جنگ نابرابر رسانه‌اي و فرهنگي، فضا كاملاً نابرابر است شكي نيست اما بايد دانست فرهنگ غرب پاشنه آشيل دارد كه مي‌توان با شناخت آن به ان ضربه كاري وارد آورد و آن چيزي نيست مگر درون تهي و بي مغزفرهنگ و ارزش‌هاي غربي يعني اينكه غربي‌ها علي رغم پيشرفت در بعد نرم‌افزاري هنوز هم بامشكلات بسياري دست و پنجه نرم مي‌كنند.

اينكه امروز روزنامه لندني تايمز مي‌نويسند: اكثر تازه مسلمانان اروپايي، علت گرايش خود به دين اسلام را كامل بودن قوانين آن ذكر كرده‌اند خود به خوبي از قدرت نرم‌افزاري جهان اسلام و انقلاب اسلامي حكايت مي‌كند.

بنابراين اولين شرط براي كسب موفقيت در اين رويارويي ، تدوين استراتژي بلند مدت فرهنگي است و در تدوين استراتژي مقاومت فرهنگي، اصلي‌ترين بازگشت به خويش و خودباوري است. بايد به خويش بازگشت نمائيم و افتخارات ديني و تاريخي خود رااحياء نموده و بدان‌ها افتخار كنيم. اين باور بايد در تار و پور جامعه تنيده شود و در تمام برنامه‌ها و تصميم‌گيري ما تجلي يابد.

با مروري بر مباحث مطرح شده مشخص مي‌شود كه مناديان تمدن جديد به منظور استمرار حيات خويش با تمام توان به فرهنگ و انديشة اسلامي يورش آوردند و اين حمله چنان گسترده، عميق و همه جانبه است كه به فرمودة رهبر عزيز انقلاب از مرز هجوم فرهنگ فراتر رفته و به غارت و شبيخون فرهنگي تبديل شده است. مهاجمان با بهره‌گيري از برتري تكنولوژيكي خويش و با تدوين برنامة مشخصي در درازمدت تمام مرزهاي فرهنگي را مورد تاخت و تاز قرار خواهند داد.

بايد همه و همه به ويژه مسئولان، برنامه‌ريزان، روشنفكران، تحصيل كرده‌ها و كارشناسان جامعه در سطوح مختلف ايمان بياورند كه:

1- مكتب اسلام، يك مكتب جهاني و ابدي است و براي همه زمان‌ها و مكان‌ها پيام سازنده و رهايي بخش دارد و سيستم حكومتي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي آن بر محور ولايت فقيه قابليت ادارة جوامع امروزي را دارد و لذا بايد راه‌حل‌ها را از درون آن جستجو كرد.

2- مردم ما مردم با استعداد و توانمندي هستند كه در گذشته تمدن درخشان و عظيم آفريدند و امروز نيز در صورت حضور فعال در صحنه و دادن آگاهي و مسئوليت به آن‌ها و مشاركت دادن آنان در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها مي‌توان كارهاي عظيم و سازنده توسط آنان انجام داد.

3- تمدن غرب در زادگاه خود به بن‌بست رسيده‌ است و تئوري‌ها، نظرات و ارزش‌هاي اين تمدن نتوانسته است حتي مشكلات جامعه‌ي غربي را حل نمايد، بايد كوركورانه از آن تقليد نمود و مقهور آن گشت.

بنابراين: در تدوين برنامة مقاومت فرهنگي ما بايد دشمنان و مهاجمان را دقيقاً شناسايي كرد، نقاط قوت و توانمندي آنان را شناخت. نقاط كور و آسيب‌پذيرشان را ارزيابي نمود و روش‌هاي مبارزاتي و تاكتيك‌هاي حمله به آنان را به دست آورد. همچنين بايد نقاط قوت و ضعف نيروهاي خودي، موقعيت و توانمندي موجود، روش‌هاي مبارزاتي خودي را نيز مشخص كرد، آنگاه برنامة فرهنگي درازمدت و كوتاه مدت كشور را براي رويارويي با اين تهاجمات تدوين نمود.

ان شاء ا...

 

 

توصيه‌ها:

مقابله با هر پديده و تهاجمي بايد از جنس ان و شدت و ضعف آن نيز به تناسب حريف تنظيم گردد. سازماندهي غرب در راستاي ناتوي فرهنگي، طلب مي‌كند كه تدبير و برنامه‌ريزي همه جانبه و هوشمندانه براي فائق آمدن بر توطئه‌ها تحقق يابد لذا            به دولتمردان و مراكز علمي دانشگاهي توصيه مي‌شود:

1- كفرشناسي و غرب شناسي را به عنوان رسالت بزرگ مسلمانان جهان و علماي اسلام در سرلوحه كارها قرار داده و ترفندهاي استعمار نو و بنا به فرموده رهبر انقلاب اسلامي «استعمار فرانوين» را به مردم و مخاطبين از طريق رسانه‌ها و بولتن‌ها به خصوص مطبوعات و صدا و سيما گوشزد نمايند.

2- با كم رنگ كردن الگوهاي غربي و مبارزه فرهنگي با فيلم و بنگاه‌هاي سخن‌پراكني درحقيقت با تشكيلات به جنگ تشكيلات آن‌ها رفت و روزنامه‌هاي جهاني- صدا و سيماي جهاني مانند: پرسي- تي وي حتي در ميادين ورزشي و المپيك به افشاي استعمار فرانوين پرداخت.

3- مردم و مسئولان را به اطاعت از ولايت و پيروي از فرهنگ اسلام ناب و علاقه‌مندي به وطن و كشور خود در مقابله با تهاجم فرهنگ غرب هوشيار و آماده نمود.

4- اعتماد به نفس مسلمين را در مقابل تهاجم نظامي و فرهنگي با تكيه بر ارزش‌هاي والاي اسلامي مانند دفاع مقدس و جنگ 33 روزه حزب ا...، افزايش دهند كه اين خود پادزهر براي جنگ رواني ليبراليسم و آمريكا و اسرائيل است.

5- با آگاه‌سازي دانشجويان- طلاب و فرهنگيان از طريق يادداشت‌ها، بولتن‌ها، اردوهايي در سطح كشور و مناطق به خصوص براي نخبگان گذاشته شود و ناتوي فرهنگي زيبا و گويا تدريس شده و سپس تقاضاي انتقال به تمام آحاد جامعه را نمود.

6- نهضت توليد علم و جنبش نرم‌افزاري بايد در صدر فعاليتهاي آموزشي و تحقيقاتي قرار گيرد، اين مقابله ظرفيت تحمل مسلمانان و ضريب وحدت و همبستگي ملي و همگرايي در جهان اسلام و كاهش سطح برخوردهاي فيزيكي را طلب مي‌كند.

7- پيرايش چهره فرهنگي كشور از آلودگيها و ناهنجاريها، تقويت پايه‌هاي ايمان روشن بينانه و اخلاق فاضله و دميدن اميد به آينده در مردم بايد دستمايه دولتمردان قرار گيرد.

8- در آموزش و پرورش كه خود يكي از اصلي‌ترين مراكز رويارويي با فرهنگ مهاجم غربي است بايد با شناخت امكانات و توانمندي‌ها، برنامه‌هاي راهبردي و عملياتي لازم تدوين شود و متناسب با آن نيروها، تشكيلات، روش‌ها، امكانات و وسايل و اعتبارات مشخص شود. براي تحقيق اين هدف ضروري است تحقيقات و پژوهش‌هاي كاربردي جامع در موارد ياد شده صورت پذيرد و آخرين دستاوردهاي تحقيقي مورد استفاده قرار گيرد و در نهايت مدارس اصلي‌ترين سنگر تهاجم فرهنگي، برنامه اجرايي خود را براساس اين يافته‌ها حداقل براي مدت يك سال مشخص و طراحي نمايند.

9- مسئولين مدارس، بسيجيان فرهنگي كه هميشه در طول انقلاب و جنگ تحميلي پرچم ‌دار خون شهداء بودند بايد با جديت عمل نمايند و علاوه بر باورهاي مذكور به توانمندي دانش‌آموزان خود ايمان داشته، كوچكي سن و قد آنان را مترادف با كوچكي فكر و بي تدبيري و ناتواني آن‌ها نپندارند. با آموزش صحيح مي‌توانيم جوانانمان را در مقابل هرگونه تهاجم و هجوم دشمن واكسينه كنيم.

توصيه‌هايي براي برنامه‌ريزان كلي كشور:

1- ايجاد اتاق فكر و تدوين مباني نظري و راهبردهاي علمي منطقي در كوتاه مدت ميان مدت و بلند مدت ضرورت حياتي دارد.

2- شكل‌گيري ستاد هماهنگي با همگرايي كليه قوا و دستگاه‌هاي كشور و بسيج امكانات و استعدادها تأثير مضاعف داشته و اين مقابله را بايد به گفتمان ملي و فرهنگ عمومي تبديل نمود.

3- بايد با شيوه‌هاي مختلف باورمندي به تهديد فرهنگي دشمن در سطح نخبگان تقويت شود و در باورهاي فرهنگي و الگوهاي بيگانه ترديد و تزلزل ايجاد گرديده با ملتها و نسل‌هاي جديد ارتباط سازنده برقرار شود و زمينه‌سازي براي ظهور منجي موعود به گفتمان غالب در جهان اسلام تبديل گردد.

توصيه‌هايي براي كشورهاي اسلامي ديگر:

1- كشورهاي اسلامي كه در معرض ناتوي فرهنگي هستند بايد اهتمام ويژه‌اي به جنگ‌هاي فرهنگي آينده بنمايند و از حوزه‌هاي نظامي به حوزه‌هاي فرهنگي (حوزه فناوري نرم) توجه كنند و گرد دستور الهي «واعتصموا بحبل ا... جميعاً ولاتفرقوا» حلقه زنند.

2- رسانه‌ها به عنوان سربازان مبارزه با ناتوي فرهنگي هستند لذا در توجه به فناوري فرهنگي كوشا و پيش‌بيني و آينده‌نگري لازم را از طريق توسعه رسانه‌ها و توسعه صنايع فرهنگي به عمل آورند.

3- نيروهاي مسلح به بخش فرهنگي و جنگ رواني توجه خاص نموده و دركنار تجهيزات به آشنايي با اسلام عمليات رواني و نقش مسايل فرهنگي در شكست يا پيروزي ملت‌ها توجه خاص نمايند و به مسئله پدافند غير عامل كه در مقابل حملات نظامي و فرهنگي دشمن بازدارندگي مناسب دارد توجه خاصي بنمايند.

ان شاء ا...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نیکسون :

باید تجدد طلبان را در جهان اسلام پشتیبانی کنیم ، این

                                                           هم به سود ماست ،

                                                               هم به سود آنها ،

 

دیوید کین ( مامور سازمان سیا )

مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی ایران ، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است ، و ما مصمم به آن هستیم !

 

ضد انقلاب خارج از کشور :

ما با جمهوری اسلامی مبارزه سیاسی نخواهیم کرد و اصولا استراتژی جدید ما ، مبارزه فرهنگی است ، ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود .

 

                     تسامح و تساهل ، تا کی ؟ !
منابع:

1- قرآن كريم

2- افتخاري، اصغر، امنيت جهانی: رويكردها و نظريه‌ها، مؤسسه ابرار معاصر، تهران: 1385

3- برمن، ادوارد، كنترل فرهنگ، ترجمه دكتر حميد الياسي، نشر ني، تهران: 1366

4- بلخاري، حسن، تهاجم يا تفاوت فرهنگي، انشارات حسن افرا، تهران: 1378

5- بيات، عبدالرسول، فرهنگ واژه‌ها، مؤسسه انديشه و فرهنگ ديني، قم: 1381

6- حداد عادل، غلامعلي، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، سروش، تهران: 1368

7- حقيقت، سيد صادق، گفت و گوي تمدن‌ها، مؤسسه فرهنگي طه، قم: 1378

8- خرم، مسعود، هويت، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي حيّان، تهران: 1376

9- رجايي، فرهنگ، پديده جهاني شدن، نشر آگاه، تهران: 1380

10- ره پويه، معاونت پژوهش مركز بصيرت، معاونت پژوهشي سازمان تبليغات اسلامي تهران: 1386

11-زهرائي، مصطفي، اسلام و غرب، مجله سياست خارجي سال دهم، ش 1، بهار 75

12- علمداري، كاظم، بحران جهان و نقدي بر نظريه برخورد تمدن‌ها، تهران: 1385

13- مددپور، محمد، سير تفكر معاصر، جلد اول، انتشارات تربيت، تهران: 1372

14- مصباح يزدي، محمد تقي، تهاجم فرهنگي (تحقيق عبدالجواد ابراهيمي)، قم، مؤسسه آموزشي امام خميني (ره)، 1376

15- مطهري، مرتضي، خدمات متقابل اسلام و ايران، صدرا، تهران: 1370

16- معتمدنژاد، كاظم، مقالة ريشه‌ها و شيوه‌هاي سلطه فرهنگي و ارتباطي جهاني، وزارت فرهنگ و ارشاد، تهران: 1373

17- نويد، مهدي، فرهنگ و مقاومت فرهنگي، فلق، تهران: 1374

18-هانتيگتون، ساموئل، برخورد تمدن‌ها، ترجمه مجتبي اميري، اطلاعات سياسي اقتصادي، تهران: ش 69

 

تأليف: سينا محمودي

شغل: كارشناس معارف

استاد راهنما : حمیرا محمودی

 

 

 

 



[1] . فرهنگ رجايي، پديده جهاني شدن، ترجمه عبدالحسين اذرنگ، 1380 ص 50

1 . مسعود خرم، هويت، مؤسسه فرهنگي حيان، 1376، ص 253

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:27  توسط نظري  | 

نتايج  المپياد رياضي –انگليسي و ادبيات فارسي دوره راهنمايي 87-86

رديف

نام و نام خانوادگي

آموزشگاه

نام درس و پايه

امتياز

رتبه

1

محمد جعفري

صبح اميد

ادبيات اول

18

اول

2

زهرا يادگاري

الهام

ادبيات اول

18

اول

3

مينا زيوري

بنت الهدي

ادبيات اول

17

دوم

4

زهرا نجفي

بنت الهدي

ادبيات اول

17

دوم

5

فرزانه عليخانيان

بنت الهدي

ادبيات اول

17

دوم

6

رضا سليمان اختياري

صبح اميد

ادبيات اول

16

سوم

7

نوروز شادماني

ميلاد

ادبيات اول

16

سوم

8

فاطمه ياراحمدي

الهام

ادبيات دوم

16

اول

9

ميلاد اميدي

شهيد امجيان

ادبيات دوم

16

اول

10

زهرا رستمي

بنت الهدي

ادبيات دوم

15

دوم

11

مريم ضحاكي

بنت الهدي

ادبيات دوم

15

دوم

12

نوذر شادماني

ميلاد

ادبيات دوم

14

سوم

13

طهورا رنجبر

بصيرت

ادبيات دوم

14

سوم

14

مينا نامداري

بنت الهدي

ادبيات دوم

14

سوم

15

زهره طهماسبي

بنت الهدي

ادبيات دوم

14

سوم

16

حسن بسطامي

ميلاد

ادبيات سوم

17

اول

17

پريسا رشاد

الهام

ادبيات سوم

17

اول

18

ساناز عبدي

بصيرت

ادبيات سوم

17

اول

19

غزل وفايي

بصيرت

ادبيات سوم

15

دوم

20

فاطمه عظيمي

الهام

ادبيات سوم

15

دوم

21

سيده زهرافاطمي

الهام

ادبيات سوم

15

دوم

22

ميعاد مرسلي

صبح اميد

ادبيات سوم

15

دوم

23

الهام شيري

ولايت

ادبيات سوم

14

سوم

24

سميه گوهري

شهيد اللهياري

ادبيات سوم

14

سوم

25

زهرانامداري

الهام

ادبيات سوم

14

سوم

26

فاطمه صفري

شهيد اللهياري

ادبيات سوم

14

سوم

27

فرشته اختر

بصيرت

ادبيات سوم

14

سوم

28

سولماز عبدي

بصيرت

ادبيات سوم

14

سوم

29

مهسا زارعي

بصيرت

رياضي اول

19

اول

30

زهرا كاوه

بصيرت

رياضي اول

19

اول

31

نعيمه كريمي

الهام

رياضي اول

17

دوم

32

رضا سليمان اختياري

صبح اميد

رياضي اول

16

سوم

33

كامياب عظيمي

ميلاد

رياضي اول

16

سوم

34

الهام دانيار

بصيرت

رياضي دوم

17

اول

35

عباس عبدي

ميلاد

رياضي دوم

16

دوم

36

فاطمه ابراهيمي

بصيرت

رياضي دوم

16

دوم

37

فاطمه نظري

الهام

رياضي دوم

15

سوم

39

رؤيا تركمني

مريم

رياضي سوم

20

اول

40

زهرا فرضي

بصيرت

رياضي سوم

19

دوم

41

سيده زهرا فاطمي

الهام

رياضي سوم

17

سوم

42

حسام شيخ محمدي

ميلاد

زبان انگليسي1

60

اول

43

كامياب عظيمي

ميلاد

زبان انگليسي1

60

اول

44

مسعود صالح

ميلاد

زبان انگليسي1

60

اول

45

عاطفه قادري

بصيرت

زبان انگليسي1

60

اول

46

فاطمه فيروزبخت

بصيرت

زبان انگليسي1

60

اول

47

منا صوفي

بصيرت

زبان انگليسي1

60

اول

48

فاطمه ياراحمدي

الهام

زبان انگليسي2

52

اول

49

بهنام فيروزبخت

صبح اميد

زبان انگليسي2

52

دوم

50

سميه زارعي

مريم

زبان انگليسي2

44

سوم

51

فاطمه قيصري

مريم

زبان انگليسي2

44

سوم

52

منا بخشي

پروين

زبان انگليسي2

44

سوم

53

پريان گنجي

پروين

زبان انگليسي2

44

سوم

51

مهرداد زارعي

ميلاد

زبان انگليسي3

56

اول

52

شكوفه حسني نوريان

فاطمه الزهرا

زبان انگليسي3

56

اول

53

آرزو رشاد

بصيرت

زبان انگليسي3

56

اول

54

فاطمه حيدري

الهام

زبان انگليسي3

56

اول

55

زهرا مرادي

الهام

زبان انگليسي3

56

اول

56

فاطمه عظيمي

الهام

زبان انگليسي3

56

اول

 

 

 

 

 

 

 يادآوري: نظر به كثرت نفرات اول تاسوم هردرس به قيد قرعه به 3 نفر از هر درس به شرح زير جايزه داده مي شود:

شماره هاي

2و5و6و9و10و13و18و19و28و29و35و41و46و48و49و51

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:7  توسط نظري  | 

بسمه تعالي

 نتايج مسابقات آزمايشگاهي علوم مرحله دوم شهرستان اسدآباد در پايه دوم وسوم راهنمايي

 مدارس عادي وخاص

ارديبهشت 87

علوم پايه دوم راهنمايي مدارس عادي

 

علوم پايه سوم راهنمايي مدارس عادي

رديف

نام آموزشگاه

امتياز

رتبه

رديف

نام آموزشگاه

امتياز

رتبه

1

شهيد باهنر

فاطمه الزهرا

85

 

اول

1

فاطمه الزهرا

96

اول

2

ابوريحان

73

دوم

2

ابوريحان

93

دوم

3

پروين اعتصامي

72

سوم

3

معلم

83

سوم

4

سيزده آبان

69

چهارم

4

بنت الهدي

73

چهارم

5

بنت الهدي

66

پنجم

5

كوثر

67

پنجم

6

معلم

65

ششم

6

احسان

65

ششم

7

كوثر

64

ششم

7

پروين

61

ششم

8

شهداي فرهنگي

56

هفتم

8

مريم

60

ششم

9

مريم آجين

48

هشتم

9

سماء

55

هفتم

10

شهيد الهياري

48

نهم

10

سيزده آبان

54

هشتم

11

فرهنگ

42

دهم

11

شهيد الهياري

49

نهم

12

مرحوم فيروزي

25

يازدهم

12

ولايت

5/43

دهم

13

امجديان

19

دوازدهم

13

صديقه

42

يازدهم

14

هاجر

19

سيزدهم

14

شهيداختري

39

دوازدهم

15

احسان

18

چهاردهم

15

آسيه

38

سيزدهم

16

صديقه

16

پانزدهم

16

شهيد مولوي

38

چهاردهم

17

ولايت

15

شانزدهم

17

شهداي فرهنگي

33

چهاردهم

18

شهيد مولوي

10

هفدهم

18

هاجر

28

پانزدهم

19

--

--

--

19

فرهنگ

26

شانزدهم

20

--

--

--

20

مرحوم فيروزي

15

هفدهم

21

--

--

--

21

حضرت معصومه

11

هيجدهم

22

--

--

--

22

--

---

---

23

---

---

--

23

--

--

--

24

-------

--

--

24

--

---

--

 

علوم پايه دوم راهنمايي مدارس خاص